
ســــــــــــلام امیدواارم حاال همه دوستان گرامی توووپ باشه... این روزا بیشتر مدت زمان روز در دانشگام و وقت نمیکنم پست جدید بذااارم,اما به وبم سرمیزنم و کامنت ها رو تایید میکنم و اگ وقت بیشتری داشتم به وب دوستان عزیزم هم سر میزنم میخوام بگم اگ یه موقع کامنت دادین و من سر نزدم ازم دلگیر نشین یه وقت... بـــــــــــــراتـــــــــــون بهتــــــــــــرین هارو آرزو دارم و ان شاالله موفق بااشین قــــــــــــــــــــــربـونتـــون دوست های عزیزم و فدای همه ی جنوبـــیـــــــــــــــــــــــااااااا مردم پایــــدار اهــــــــــــواز مردم خون گرم بــ...
ادامه مطلب
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بیارزش است و دوست داشتن از روح طلوع میکند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج مییابد.عشق در غالب دلها، در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی میشود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جلوهای خاص خویش را دارد و از روح رنگ میگیرد و چون روحها، برخلاف غریزهها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بُعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، میتوان گفت...
ادامه مطلب
زیستیم و تو نزدیک من و در کنار من من بزرگ میشدم اما تو در تک تک لحظه های آن برای مراقبت از من پیرتر میشدی آنقدر خوب بودی و من در سایه لطف تو بزرگ شدم که حتی این لطف مرا به فراموشی فرو برد و حتی من یک تشکر را هم از تو دریغ کردم... مادر,پسرت بمیرد و حتی نبیند لحظه ای ناراحتی... ...
ادامه مطلب
این چه حسیه که من هم می میرم از عشق تو هم توی هر لحظه دارم جون میگیرم از عشق تو؟...
ادامه مطلب
می درخشد گاخ پرنور و گاه کم سو همچون نور و گاه در میان خاطرم آری یادت را می گویم همان دام فکر من همان دام بی رحم که اینک ذهن مرا قصد کرده آه... بتاب که دل من هوای درد عاشقی دارد... ...
ادامه مطلب
گویند تو جوانی! هه...از این حرف خنده بر لبم می آید چون آنها معنی جوانی را به سخره گرفته اند و جوانی را در موی سیاه و ظاهر بی چروک جستجو می کنند آنها نمی دانند که ظاهر بی چروک من ماسکی بیش نیست و موی سیاه من جز رنگی بیش نیست آری جوانی همان است که تو دلی صاف همچون چشمه چشمی زلال همچون آب دهانی خوش سخن همچون بلبل داشته باشی و همچون کوه استوار باشی در پی آن که تورا اینگونه استوار کرد.... آه اکنون که جوانی ام را بیاد می آرم که حسرت آن فقط با من است! دریغا.......
ادامه مطلب
لحظه لحظه ثانیه ها را میشمارم و در تکاپوی آنها لحظه لحظه پیرتر میشوم آه...اکنون میفهمم که آیینه ی اتاق تو از من خوشبخت تر است......
ادامه مطلب
من در میان یاد تو اکنون خط کشیده ام خط را میان غم و اندوه کشیده ام این خط چیست؟ این همدم من است در دوریت مدام خط جدایی کشیده ام اکنون که از تو جدا فتاده ام نقشت میان گل و آب کشیده ام آقا دوریم از تو سر منشئش من است این فاصله را بارها با دست خود کشیده ام هر چند فقط یادت گاه گاه با من بود من روز وصال را با نهایت آرزو کشیده ام... خودم...
ادامه مطلب