
گویند تو جوانی!
هه...از این حرف خنده بر لبم می آید
چون آنها معنی جوانی را به سخره گرفته اند
و جوانی را در موی سیاه و ظاهر بی چروک جستجو می کنند
آنها نمی دانند که ظاهر بی چروک من ماسکی بیش نیست
و
موی سیاه من جز رنگی بیش نیست
آری جوانی همان است که تو دلی صاف همچون چشمه
چشمی زلال همچون آب
دهانی خوش سخن همچون بلبل داشته باشی
و
همچون کوه استوار باشی در پی آن که تورا اینگونه
استوار کرد....
آه اکنون که جوانی ام را بیاد می آرم
که حسرت آن فقط با من است!
دریغا....
برچسب: جوانی ام بهاری بود بگذشت,جوانی امام حسین,جوانی ام بهار بود بگذشت,جوانی امین اقا فرزانه,جواني ام بهار بود بگذشت,جوانی ام,جوانی ام رفت,جوانی ام گله دارد,جوانی امیر چعب,جوان امروز,
نویسنده: یوسف رضایی