زیستیم و تو نزدیک من و در کنار من
من بزرگ میشدم
اما
تو در تک تک لحظه های آن برای مراقبت از من پیرتر میشدی
آنقدر خوب بودی و من در سایه لطف تو بزرگ شدم
که حتی این لطف مرا به فراموشی فرو برد
و حتی من یک تشکر را هم از تو دریغ کردم...
مادر,پسرت بمیرد و حتی نبیند لحظه ای ناراحتی...

برچسب:
نویسنده: یوسف رضایی